تبليغاتX
روشنی
روشنی

Home Email Archive Designer
                        

 

سال نو شد زمان بازم داره پیش میره تند و تند ولی خبری از بهار نیست

سفره دلمو پهن میکنم کنار بارگاه الهی به امید ظهور بهار سفره ای که 

به یک سین بیشتر مزین نشده ؛

سینِ سلام

سلام و سلام ....

و قرار هدیه بشه به صاحب این عصر اونی که بهار واقعی با حضورش

درزمین تجلی پیدا میکنه.امیدوارم که بی پاسخ بر نگرده

دیگه این سفره سین نداره بقیه اش دعاست دعا برای همه و به امید اجابتش میشینم.

خسته شدم از این فصول همیشه زمستانی بهارم بیا

اللهم عجل لولیک الفرج مولانا صاحب الزمان

 

 

                                      

 

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 ساعت 22:38 توسط بهار |


سلام

 امشب دلم خیلی برای این وب کوچولو و محقرم تنگ شده بود

یه مدتی به امان خدا ول شده بود . احساس میکردم داره گریه میکنه

( مسخرۀ؟؟ ولی این حسو داشتم !)

اومدم یه چیزی بنویسم تا از این سکوت خارج بشه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گناه کرده ام ماتم حیاتم بده                      بلطف عطایت براتم بده

بـیا مـجلس مـا پـذیرای تـو                        دل تک تک ما خریدار تو 

بازم جمعه داره میاد . چرا روزا و شبا اینقدر زود به زود میان ؟

یه مدتی زمان مثل باد از جلوی چشمام میگذره .

 جمعه.....آه ، انتظار، غروب ، فکر ، امید ، غم دل ،

 سکوت، سکوت ، اشک ، زبان بی کلام

ثانیه ها، یک ندا، منادی ، تپش ، ..........

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجه

 

آمین آمین

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 ساعت 1:46 توسط بهار |


Home | Archive | Email